بادست هایی که موهایش رامیبافت گردنش را فشرد بابی رحم ترین حالت ها چشم هایش رابست وسعی کرد به یاد بیاورد شب هایی را که بامو های بافته به دار کشیده میشد . . . مسئله مهمی نبود کمی مو بود که کوتاه شد! +پایان وارونه!...